نون و عشق ...
چــ ـه تلخــ اســ ـت با بغضـــ بنویسیــے با خنــ ـده بخواننــ ـد...!
آرامم و دیگر هیــــــــــــــــــــــچ! فعلا کاری به اینجا ندارم.. اینجا مخصوص گلگیه! دیگه گله ای ندارم...! وقتی نگاهت به نگاهم گره خورد دنیا را با تمام هیاهویش نمیدیدم! کهکشانی که در چشمانت است مرا با خود به آسمان میبرد! گاهی میخواهم ادا! در بیاورم که عاشقت نیستم اما نمیشود!! تو میگویی عاشق بودی... من میگویم عاشق شدی...! من عاشقت کردم... بوسه ی تو آنقدر آتشین بود که روحم تب کرده است... کاش فاصله به رخ نمیکشید نبودنت را... پ.ن: حالم خوب میباشد عاشقت میمونم همیشه... پ.ن: دوس دارم زودتر این روزا بگذره! مثه وقتی میمونه که ...؟! مثه وقتی میمونه که عاشق کسی هستی که برای بار اول قراره ببینیش! بعد از...؟ بعد از کلی عاشقی... شمارش معکوس شروع شد!! شمارش معکوس دیدار...! دیدار تویی که امشب دلمو شکستی! فکر کن تو لحظه ای که تو خواب باشی و من اشکم دم مشکم باشه و یه عالمه درس نخونده هم داشته باشم و بدونم که فردا حتما منو صدا میزنه یه دفه صدای زنگ گوشی داغونم یه صدا در اومد! اولش گفتم لطف دوستانه که با تک شبونه بخوان از خواب بیدارم کنن! توجهی بهش نکردم که دوباره صداش در اومد! ایندفه صدای اس! با زور و جنگ و دعوا آخر تونسم بفهمم که کسی که اس داده شادی بوده! پس حتما کار مهمی داشته! حالا مگه میشد اسو بخونم!! کلی سر و کله زدم با گوشی تا آخر تونسم...! از فردا ثبت نام شروع میشه... وایی!! الان؟! همین الان باید این خبر بهم میرسید؟! بهترین چیزی که الان میتونس آرومم کنه! دیگه ناراحت نیسم! درسم نمیخونم! آدم عاشق که شاخ و دم نداره! مثلا دارم نکته برداری میکنم سر کلاس خوشکل نکته برداشتم آیا؟ به خودم میبالم که عاشق پسری به پاکی توام... وای چند تا حرف تو دلمه که تندی میخواسم فرصت بشه بیام بگم 1. مهمترینش.... فقط 25 روز دیگه مونده! تا برگزاری نمایشگاه.... وای عشقم.... دارم میام پیشت.... خدایا... جاده چه همواره.... امروز تا گفتی نمایشگاه 13 تا 23 اردیبهشت دلم هوری ریخت پایین! وای خدا.... خیلی خیلی خوشحالم... از این ور جاده تا اون ور جاده... یه ماهه که چشمات وعده بهم داده... پارسال یک ماه قبل از جواب کنکور من مدارم این آهنگو گوش میدادم... وقتی همه چی بهم ریخت ازش متنفر شدم... وقتی میشنیدمش بهم میریختم... اما الان دوباره یه امید تازه.. دوباره یه دلهره قشنگ افتاده تو دلم... 2.از وقتی قرار شد وقتی میایم نت به هم خبر بدیم من سختم شده خب!! 3. امروز حالت خوب بود... واسه همین همه چی خوب بود... 3 ماه بیشتر نمونده... ازت خواستم تو این سه ماه کمتر بهم فکر کنی! کمتر دغدغمو داشته باشی! چون این فرصت اگه از دست بره دیگه بر نمیگرده... واسه همین باید فقط رو کنکور متمرکز بشی! گفتی فردا جوابتو میدم ... خدایا به دلش بنداز که حرفمو گوش بده... 4. یادم رفت حرفام!! بعدا نوشتم: 5. چه قدر حس تعهد داشتن خوبه.. و البته سنگین! چند روز پیشا با شادی بیرون بودم. از اون روزایی بود که شیطونیش گل کرده بود! ایشالله همیشه شاد باشی... 6. امروز یه عکس داغون از خودم بهت دادم! 7. آسمون داره میباره... دلش از چی پره؟ خدایا به بزرگیت قسمت میدم... خب یدفه آخه چرا الکی الکی اینجوری شد!! خدایا دستشو خوب کن... خدایا نذار همینجور بمونه... خدایا این اولین بار بود که معنی متوسل شدنو اینقدر زیاد درک کردم... اولین بار بود که وقتی اسم فاطمه زهرا رو می آوردم بغضم میترکید... خدایا همین امشب باید عموم هم جلو چشمم باشه که سرطان داره! خانوده اون چه حالین دیگه... خدایا شفاش بده... همین امشب باید ریحانه مشهد باشه و از اونجا صدای حرمو بشنوم... چه حکمتیه... پیش ده بیست تا دکتر رفتن گفتن عمل نمیکنیم! آخر سرم میگن باید همینجور بمونه!! از مفصل دیگه تا نمیشه!! خدایا خوبش کن... خدایا خوبش کن... بعدا نوشتم: دستشو دیدم... عکسایی هم که از دستش گرفته بودن دیدم؛ دوس داشتم بغلش کنم و تو بغلش زار بزنم.. اما پنجره بسته شد...! ولی با این حال حالم بهتر شد وقتی دیدمش اَمَّن یُّجیبُ المُضطَرَّ اِذا دَعاهُ وَ یَکشِفُ السُّوءَ از "دوستت دارم" ها خسته ام ، ... هر بار بدتر از بار قبل... حوصله دعوا کردن باهم دیگه رو هم نداریم! خیلی جالبه! نمیدونم بخندم یا گریه کنم...! هی به سرم میزنه آدرس وبو بت بدم تا بفهمی این فرشته ای که تو باهاشی اونی نیس که فکر میکنی... پر از درده و خبر نداری... ولی بعد پشیمون میشم... اگه بخونه حسابی ازم ناراحت میشه! حرفای دلم همیشه ناراحتش میکنه! هر بار درد و دل میکنم آخرش به دعوا میکشه...! نه نباید بگم... اینجا تنها جای امنیه که بی دغدغه میتونم باهات درد و دل کنم... اینم از 13 امسال... پ.ن: گاهی دلت گرفته ، نمیدانی دردت را به که بگویی ،که بشنود و.... نشنیده بگیرد...! پ.ن2: اگر کسی گلی را دوست داشته باشد که تو کرور و کرورها ستاره فقط یک دانه ازش هست، واسه احساس خوشبختی همین بس است که نگاهی به آن ستاره بیندازد و با خودش بگوید: گل من یک جایی میان آن ستاره هاست... آخرشم نفهمیدم با من بودی یا با اون.... امروز دارم میرم همونجایی که پارسال اونجا این پیام از تو بهم رسید... هرجایی پا میذارم یه ردی از گذشته هست... وووووی! عشقم سر زده اومد!! الان من ذوق مرگ شدم! قرار نبود الان بیـــــــــــــــــاد!! پ.ن: تقدیم به عشقم بعدا نوشتم: دستش شکسته از اون موقعی که اومده بیمارستانه، امشب بستریه هیچ وقت مواظب نیسی! همشم میگی پیش میاد


![]()



ولی دیگه مهم نیـــــــــــــــــــس!!
صبح بلند میشم میخونم! میخوام برم راحت بخوابم... خیلی مرسی شادیییی





تو که خبر نداری من اینجا یه جایی رو واست درست کردم... خب به چه بهونه ای بیام برات بنویسم...
اگه یادم اومد میام میگم
وقتی بهم میگفت بیا بریم بابا! بیا بریم ببینم چی شکلیه اصن! وقتی داشت اصرار میکرد و من هی ساز مخالف میزدم..(شادی اگه داری میخونی خیلی سعی کردم یه جوری باشم که ناراحت نشی، واقعا مسئولیت بزرگیه!نخند بهم
) چقدر احساس خوبی داشتم... انگار داشتم از یه چیزی امانت داری میکردم... از یه چیزی مثه عشق...!
ولی نمیدونم تو چرا اینقدر ازش خوشت اومد!! گفتی میذارمش تو فیسبوکت!!
کاش یادت بره، نذاریش!

دوستم داشته باش
![]()
![]()
![]()
![]()

اگه دوس داری دانلود کن


| Design By : Pichak |

